دوره کوچینگ موفقیت

یک دوره خاص و پر بار،
سریع ترین روش برای رسیدن به موفقیت

ویژگی های یک هدف گذاری صحیح

در رابطه با هدف گذاری همه ی ما یه چیزهایی می دونیم . من در این مقاله می خوام 5 تا از اصلی ترین ویژگی های یه هدف رو براتون توضیح بدم. شما برای رسیدن به یک هدف بایستی با نحوه ی درست هدف گذاری آشنا باشین. 

آخه بعضی از ما ها در بسیاری از موارد فقط به این دلیل که هدف گذاری صحیح رو بلد نیستیم ، نتیجه ی مطلوب رو نمی گیریم. این هم بگم هر چه قدر که هدف گذاری اهمیت بسیار بالایی برای موفقیت داره ، به همان اندازه هدف گذاری که صحیح نباشه باعث شکست ما می شه. 

به همین دلیل از شما دوستان عزیز می خوام به این 5 مورد دقت لازم را داشته باشین و برای اهداف خودتون اونها رو در نظر بگیرین. خوب بریم سراغ 5 ویژگی :

 

مخصوص شما باشه.

به این معنی که هدفی که انتخاب می کنم کپی برداری از جای دیگه ای نباشه و اون هدف با ویژگی های شخصیتی خودم متناسب باشه.نه این که بخواهیم یه هدف پیدا کنیم که تا حالا هیچ کس نداشته ، منظور من اینه که مختصات هدفی که برای خودت انتخاب کردی رو با توانایی ها ،علایق ، عادات و … خودت مقایسه کن و با توجه به این موارد اون رو به یک هدف مخصوص خودت تبدیل کن.

پس ویژگی اول میگه هر هدفی می خوای تعیین کنی ابتدا سفارشی سازی اش کن.

 

هدف قابل اندازه گیری باشه.

دوست من این یکی از ویژگی های ضمیر ناخودآگاه انسان هست که در مورد چیزهایی که اندازه گیری نمی شوند و به درستی تعیین نشدند ،هیچ گونه تلاشی نمی کند! خوب منظورم از این که قابل اندازه گیری باشه رو با دو تا مثال توضیح می دم. 

فرض کنیم می خواهیم برای ثروتمند شدن و افزایش درآمد هدف گذاری کنیم. خوب من می خوام پولدار بشم. درآمدم هم بیشتر بشه!! حالا ضمیر ناخودآگاه می گه خوب این پولدار شدن واحدش چیه؟ درآمد بیشتر یعنی چی؟ خوب وقتی به این سوالات نمی تونیم پاسخ درستی بدیم ، یعنی هدف ما قابل اندازه گیری نیست و اجرایی شدن این هدف رو هم نمی تونیم ارزیابی کنیم. 

خوب بریم سراغ مثال دوم ، دانش آموزی می خواد برای موفقیت در کنکور سراسری هدف گذاری کنه. من می خوام رتبه ی خوبی بیارم. من می خوام در رشته ای خوب  و یک دانشگاه خوب ادامه ی تحصیل بدم.



خوب باز می بینید که این هدف هم قابل اندازه گیری نیست. چون برای این سوالات پاسخی نداره!!! رتبه ی خوب چند رقمی است؟ چه رشته هایی خوب هستند؟ چه دانشگاه هایی خوب هستند؟ بنابراین دوست من در مورد ویژگی دوم بایستی با دقت زیاد تمام جزییات رو در نظر بگیر و سوالت احتمالی در مورد اندازه گیری رو پاسخ بده. خوب مثال های بالا رو در نظر بگیر . 

 

در مثال اول :

من هدف گذاری می کنم برای سال آینده 50 میلیون تومان به ثروتم اضافه کنم. درآمد ماهیانه خودم رو 3 میلیون تومن افزایش دهم.

 

در مثال دوم :

من می خوام در کنکور رتبه ای در بازه ی 50 تا 200 کشوری رو کسب کنم و در رشته ی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف ادامه ی تحصیل بدم. حالا دیگه ذهن شما می دونه می خواد چکار کنه و دنبال اینه که برنامه ی اجرایی رو طراحی کنه… و خوب شما هم بایستی دنبال یک نقشه ی اجرایی برای تحقق بخشیدن به آن هدف باشید.

 

 

قابلیت دستیابی داشته باشه.

این ویژگی  تفاوت بین  رویاپردازی و هدف گذاری رو نشون می ده. دوست من هدف گذاری کردن بدون این که خودت رو بشناسی و از توانمندی ها و ظرفیت های خودت باخبر باشی ، نتیجه ای واقعا معکوس در پی داره.برای این که مطمئن بشیم هدف ما قابلیت اجرا داره بایستی بتونیم برای رسیدن به اون هدف برنامه اجرایی طراحی کنیم و به نتایج کوچک در مسیر برسیم تا ذهن ما اعتماد خودش رو از دست نده. 

این ضرب المثل رو همه می دونیم که سنگ بزرگ نشان از نزدن هستش.. ذهن ما هم به خوبی این موضوع رو می دونه و اگر سنگ بزرگ برداریم هیچ گونه تلاشی برای انجام و زدن اون سنگ انجام نمی ده. پس دوست من برای رسیدن به یک هدف بایستی خودت رو خوب بشناسی و با توجه به این شناخت اهدافی که می تونی بهشون برسی رو انتخاب کنی.

 اهداف دور از دسترس گذاشتن اسمش بلند پروازی نیست دوست من … این نوع هدف گذاری رو بایستی بگیم نادانی است. چون شما هنوز از توانمندی خودتان با خبر نیستین. مثلا من ماهی 1 میلیون تومان درآمد دارم . هدف گذاری می کنم برای ماه بعد این رقم  به 100 میلیون تومان برسه!! خوب برای این کار برنامه ی اجرایی هم ندارم… حالا شما به این هدف میگین بلند پروازی؟

 

 مرتبط بودن اون هدف است.

خوب یک هدف بی ربط دو ویژگی اول و سوم که در بالا مطرح کردیم رو نقض می کنه. چون نه مخصوص ماست و نه قابلیت اجرا داره برای ما.. دوست من در شرایط کنونی که هستی یک سری اهداف مرتبط با کار ، زندگی ، تفریح و … می تونی داشته باشی و اگر ایین اهداف هیچ گونه ارتباطی با شما نداشته باشه ، شاید هر سال یک بار هم بهشون فکر نکنی چون به شما ارتباطی نداره. مثلا من در زمینه ی تدریس فعالیت می کنم و هدف گذاری می کنم بهترین مکانیک دنیا بشم..!!

دقیقا بعضی از هدف گذاری های ما به همین وضوح بی ربط هستن.

زمان مشخصی برای رسیدن به هدف تعیین کنیم.

عامل زمان برای رسیدن به یک هدف اهمیت ویژه ای داره. هدف گذاری ها با توجه به معیار زمان به سه دسته : کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت تقسیم می شوند. برای رسیدن به هر هدف بایستی با توجه به مختصات هدف یک زمان تعیین کنیم.

اما اگر این زمان کمتر در نظر گرفته شود ، قابلیت دستیابی به هدف کم می شود . در بسیاری از موارد ذهن ما می گه تو این زمان که این کار انجام نمیشه ، پس تلاش الکی نکن!!

اما اگر این زمان بیش از حد باشد خوب باعث تنبلی و کم شدن انگیزه می شود.ذهن ما می گه رسیدن به این هدف زمان زیادی نیاز نداره ، پس خیالت راحت باشه و به کارهای دیگه بپرداز!!! پس تعیین یک زمان مشخص نیاز به تفکر و دقت زیادی داره. با توجه به اهمیت این موضوع در مدیریت زمان بایستی شناخت درستی از خودتان داشته باشد.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید